115 - آژير خطر ابليس



وقتى كه آيه 135 سوره آل عمران بر پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله نازل شد: و الدين اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذكرو الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله و لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون ، اولئك جزائهم مغفرة من ربهم و جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر العالمين .
و آنان كه هنگامى كه كار زشتى انجام دهند و يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى افتند و براى گناهان طلب آمرزش مى كنند - و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟ - و اصرار بر گناه نمى كنند با اينكه مى دانند، پاداششان آمرزش خداوند و بهشتهايى است كه از زير درختان آنها، نهرهاى جارى است كه در ان ها جاويد مى مانند و براستى چه پاداش نيكى براى اهل عمل هست ابليس (پدر شيطانها) سخن ناراحت گرديد بالاى كوهى در مكه بنام ثور رفت و آژير خطرش بلند شد، و همه يارانش را به تشكيل انجمن خود دعوت نمود، همه جمع شدند، ابليس نزول آيه فوق را به آنها گفت و اظهار نگرانى كرد و از آنها كمك خواست . يكى از ياران او گفت : من با دعوت انسانها از اين گناه به آن گناه ، اثر اين آيه را خنثى مى كنم ، ابليس ‍ سخن او را نپذيرفت .
ديگر پيشنهادى شبيه او كرد، باز پذيرفته نشد.
تا اينكه در ميان شيطانها، شيطان كهنه كارى به نام وسواس خناس گفت : پيشنهاد من اين است : فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها آلوده به گناه مى كنم ، وقتى كه مرتكب گناه شدند، خدا را فراموش كرده و بازگشت به سوى خدا را از خاطر آنها محو مى گردد.
ابليس گفت : راه همين است ، و اين ماموريت را تا پايان دنيا به او سپرد (163) ماموريت غافل كردن انسانها از ياد خدا بوسيله آرزوها و وعده ها اعادنا الله من شره : (پناه مى بريم به خدا از شر اين وسواس .